گاهی
با موچین
دنبال موی سفید ابرو می گردی
آینه هر روز
کم لطف‌تر می شود
زمان زیادی از ظهر نگذشته
اگر غروب هم از راه برسد
شب شکوه دیگری دارد
ماه
میان این همه ستاره
شهرزاد قصه‌هاست
تو از میان همه‌ی
بی شماران
صد و هفده نخ رنگی را
به "شکوفه‌های سحرگاهی"
گره می زنی
در سکوت

اگر روزی
از روزها
لامپا دوده بست
با بخار دهان
تکه‌ای پارچه
چشم کلبه را
دوباره
پُر سو کن

حسن‌اسدی ( آجین)


"شکوفه‌های سحرگاهی"
 تابلو مینیاتور از
استاد محمود فرشچیان

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

لالایی